السيد الخوئي ( مترجم : الشيخ جعفر السبحاني )

34

مرزهاى اعجاز ( فارسى )

برهان روشنى آورد كه ادعاى او را ثابت كند و شك و ترديد را بزدايد . اگر او در موقع اقامهء دليل چنين بگويد : گواه راستگويى من اين است كه فردا كه به حضور رئيس مملكت بار خواهم يافت ، او به من با تحيتى كه مخصوص سفرا و نمايندگان او است تحيت خواهد گفت . فرض شود كه رئيس كشور از ادعا و طرز استدلال او آگاه گردد و در موقع ملاقات با تحيت ويژهء نمايندگان خود ، به او تحيت بگويد يك چنين عمل در نظر عقلا كشف از راستگويى مدعى نموده و در پيش آنها گواه بر صدق گفتار او شمرده مىشود و چنين تصور مىكنند كه اگر مدعى در ادعاى خود دروغگو باشد بر شخص مقتدرى كه حافظ مصالح ملت و كشور است ، قبيح و زشت است كه مدعى و دروغگو را با عمل خود تصديق كند و دست او را در تباه ساختن مصالح باز گذارد . قرآن مجيد به اين دليل اشاره كرده و مىفرمايد : وَ لَوْ تَقَوَّلَ عَلَيْنا بَعْضَ الْأَقاوِيلِ * لَأَخَذْنا مِنْهُ بِالْيَمِينِ * ثُمَّ لَقَطَعْنا مِنْهُ الْوَتِينَ . « 1 » « اگر محمّد صلى اللّه عليه و آله و سلم به ما دروغ ببندد او را با قدرت ، تنبيه مىكنيم و رگ قلب او را مىزنيم » . مقصود از آيه اين است كه آن شخصى كه ما سفارت و نبوت او

--> ( 1 ) . الحاقه : 44 - 46 .